آرامش
آیا نسبیت آرامش با نسبیت جزء وکل رابطه مستقیم دارد؟
اگر بلی
در خواب آرامیم یا بیداری؟!!!
هیچ

هیچ ودیگر هیچ!
هیچ وبازم هیچ!
هیچ هنوزم هیچ!
هیچ برای هیچ!
رویش
این روزها دلم گرفته
مثل یک گلدون با دوتا برگ کوچیک ولی بدون گل
بله نگو(طنزی از عبید زاکانی)
يكي از بزرگان فرزند خود را فرموده باشد كه اي پسر، زبان از لفظ «نعم» حفظ كن و پيوسته لفظ «لا» بر زبان ران و يقين بدان كه تا كار نفر با «لا» باشد كار تو بالا باشد و تا لفظ تو «نعم» باشد، دل تو به غم باشد.
آفتابه دزد
حكايت من شده مثل دزدي كه سرگردنه رو ميگيره
ولي آفتابه ميدزده ! ! !
از يكطرف ميگم راضيم به رضاي تو ،
ولي باز غرغر ميكنم !
آخه راضي برضاي او بهمه چيزش راضيه !
بايد باشه ! !
بندگي اينجوري مثل بريانی خوردن گربه است
راستي !
چرا بريانی خورد گربه ضرب المثل شده ؟
دوستي فقط به لاف زدن و شعار دادن نيست ،
ولي بعضي همينو بلدن
بقول گفتني از نمد مالي ...................
وداع
اللهم اجعلنا من المرحومین
و لا تجعلنا من المحرومین
خدا حافظ ماه رمضان
سکوت
بد عادت شده ام!
حرفی برای گفتن ندارم
ولی باز هم سکوت نمی کنم
باید تمرین کنم روزه سکوت را!!!
تکرار پست
خانه ای باید ساخت از گل وچوب
خانه ای بر سر یک کوه بلند
خانه ای داخل یک جنگل زیبا وقشنگ
خانه ای بنام عشق
ودور از مردم شهر زندگی باید کرد!
زندگی شستن بشقابی نیست
زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان نیست
زندگی هق هق گریه جوانی است که از ترس خدا می گرید
زندگی ناله نیمه شب انسانی است که یه درگاه خدا مینالد
زندگی زیارت امام رضاست
زندگی دیدن گنبد طلاست
تااشک هست زندگی باید کرد!
موتور
كودكي را ديدم :
ميدويد و صدايي شبيه صداي موتور را تكرار ميكرد !
قاقان قاقا قا قان .......
مرا ديد پرسيد :
موتور داری اسم موتورت چيه ؟
گفتم ....... ! ؟
باز پرسيد :
پرشيه ؟
خجالت كشيدم بگويم نه !
كودك بهوا پريد مثلاً گاز ميداد، با صداي قاقاقا ......
از من دور شد !
وقتي دور ميشد گفت برو يك موتور پّرشي بخر ! ؟
محبت
با عاقلان بگویید ما مست مست مستیم
ما خال روی دلبر مردانه می پرستیم
در وادی محبت ترسی ز جان نداریم
ما جام را شکستیم ما باده می پرستیم
ماه خدا
رمضان آمدن و رفتن ودلدار ندیدن سخت است
میوه باغ فقط دیدن ویکبار نچیدن سخت است
سرشک
من با سرشک دیده ام راهی به جیحون میزنم
من بوسه بر دستان انسانهای مجنون میزنم
من از قیود نفس سرکش میشوم آخر رها
وانگه قدم بر هفتمین افلاک گردون میزنم
تویی که هنوز نشناختمت
روزها به انتظار تو ماندم و تو آمدی!
من بودم وهیاهوی شهر وپلی بزرگ
لبخند نمکینت مرهم ذهن درهم وبرهمم بود
دیر آمدی پل روی سرم خراب شد
بیا پاپوشی بخریم و
دست در دست هم به آسمانها سری بزنیم
بیا پلی بزنیم از خیال بسوی معلوم از نامعلوم
با من بمان می مانم !
برای سید
ديشب ستارهها لبخند ميزدند
گويا آنان از اسرار با خبرند
ديشب با ديدن يادگاري از اشك
خاطره عاشورا زنده شد !
ستارهها لبخند ميزدند، او ميگريست !
ماه (هب لي كمال الانقطا ع اليك) (مناجات شعبانيه)
ماهِ گريه است !
بياييد لبخند بزنيم.
يا قريباً لايْبْعُدْ عن المغتّر بِه (مناجات شعبانيه)
حیات زنده دلان بجز عشق بازی نیست
مباز عشق به بازی که عشق بازی نیست
( بیت اول غزلی از عماد نسیمی)
زیبایی مطلق
شايد زيباترين حس آدمي احساس رشد فرزند باشد
معمولاً رشد زيباست
چون حركتي است به سوي كمال
خداي من
كمال مطلق تويي
نميتوان تصور كرد چقدر زيبايي ؟
خوشحال شدم آخر ماه شدو حقوق می گیرم
غافل از اینکه یک ماه دیگر از عمر کوتاه گذشت
و من همچنان اندر خم پس کوچه ام!
باید زودتر به خودم سری بزنم تا نزدند توی سرم!!
تنهایی
هرچه قدر بیشتر بفهمی
بیشتر احساس تنهایی می کنی!
حالا تصمیم با خودته بفهمی یا تنها نباشی؟
پر میخواهم برای پرواز
خیلی دلم گرفته بود سرم رو محکم زدم به درخت توی خیابون
یهو دیدم شکست !
دست زدم به سرم خون جاری بود
درست که نگاه کردم دیدم اشتباهی سرمو زدم
به آینه ای که تصویر درخت در آن بوده !!!
کوچ
چه لذت بخش است صدای کوچ
برای آنان که می روند
وچه دردناک برای آنان که می مانند
در کوچی که از ناسوت است به لاهوت!
ناکجا آباد
بار سفر بستم یادم آمد
جایی برای رفتن ندارم
عقل
می گویند صرف با نداشتن است.
چه خوب بود نمی داشتم همین عقل ناقص را!
دلم گرفته مثل یک آسمون ابری
آسمون که می گیره میباره باز میشه
چه کنم که دلم بباره ؟!





